حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
495
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بايد به عباس بن حسن وزير نكرد . وزير نيز نزد خليفه سعايت كرد تا طغج و دو فرزند وى را بزندان كرد و همچنان ببودند تا بسال 294 طغج در زندان بمرد و وزير دو فرزند وى را آزاد كرد كه بخدمتش كمر بستند و پيوسته با او بودند تا آن روز كه حسين بن حمدان ، عباس بن حسن وزير را بشمشير زد و او از اسب بيفتاد پسران طغج كه كينه قديم را فراموش نكرده بودند وزير را بشمشير زدند ابن حمدان از پس اين واقعه بديار ربيعه گريخت و عبيد الله بن طغج بشيراز رفت و به خدمت امير آنجا درآمد و محمد بن طغج ملازمت ابن بسطام ولايتدار شام اختيار كرد و چون او ولايتدار مصر شد با وى به آن ولايت رفت و همچنان ببود تا بسال 297 كه ابن بسطام بمرد محمد در آن جنگها كه ميان تكين سردار ترك با نيروى عبيد الله مهدى فاطمى رخ داد همراه تكين بود و شجاعت و كفايت بسيار نمود و بصف خاصان تكين درآمد و بسال 306 به نيابت او ولايتدار عمان و طبريه و كوهستان شراة شد و بسال 307 كه تكين بار ديگر ولايتدار مصر شد ، حكومت اسكندريه داشت و در جنگهاى سردار ترك بر ضد فاطميان كه دل بفتح مصر داشتند شركت مؤثر داشت . ستاره محمد بن طغج از سال 306 درخشيدن گرفت كه در ولايت طبريه گروهى از قبيله لخم و جذام را كه بر كاروان حج هجوم برده بودند به سختى سركوب كرد و كاروانيان را كه جاريه ما در مقتدر خليفه نيز در آنميان بود سالم بدمشق رسانيد و تكين از اين كار بسيار خشنود شد و عراقيان كه در كاروان بودند نامهها نوشتند و خلاصى خويش را از شر راهزنان بدست محمد بن طغج بازگفتند و آوازه او بلند شد و مردمان از هر ديار نامهها نوشتند و جوانمردى وى را ستودند ، از آن پس كه بسال 307 در جنگهاى مصر بر ضد فاطميان شركت كرد خليفه عباسى او را لقب اخشيد داد و نام وى بر منبرهاى مصر و شام ياد شد . بدينسان كار اخشيد در مصر و شام بالا گرفت و در مقابل فاطميان كه از سال 321